تعریف هدایت 

برای تبیین و توضیح هر موضوع، نیاز به تعریف و یا تعاریف متصور از آن مسأله و موضوع هست، بنابراین قبل از ورود به بحث، به تعریف و یا تعاریفی که از «هدایت» مطرح می‌باشد، می‌پردازیم.

معمول‌ترین تعریف از هدایت عبارت است از اینکه هدایت یعنی ارائه راه و روش و نشان دادن آن به منظور رسانیدن فرد یا افرادی به مقصد و هدف است. به عبارت دیگر، راهنمایی و کمک کردن به فرد یا اشخاص برای شناختن راه و مسیر خود و محیط به منظور رسیدن به منزل و مقصود را، هدایت گویند.

روشن‌ترین معنای هدایت «راهنمایی» است و شایع‌ترین کلمه مقابل هدایت «ضلالت» و گمراهی است. شناخت راه درست و صحیح «صواب» از میان راه‌های مختلف، به وسیله بهره‌گیری از خرد و عقل خود و دیگران و تعالیم انبیاء و ائمه معصومین (ع) وظیفه و تکلیفی سخت و مشکل و طاقت فرساست که هر کسی موفق به آن نخواهد بود.

نقش و اهمیت هدایت

انسان موجودی خردمند، متکامل، الگوپذیر، دنبال کننده راه و مسیر ترقی و تعالی و دارای قوه یادگیری است. علاوه بر بهره‌گیری از عقل و پیامبر باطنی خود، و استفاده از عقل و خرد دیگران، به طور آشکار نیازمند به آموزه‌ها و تعالیم رسولان و پیامبران است، تا به وسیله همه آنها (عقل خود و دیگران و تعلیم انبیاء) در مسیر سعادت، رشد و تعالی قرار گرفته و با مساعدت آنها در این راه رشد و ترقی، ثابت و استوار به این مسیر صواب تداوم بخشد.

عقل و راهنمایی رسولان الهی

هدایت بشر به وسیله انسان‌های دیگر و بهره‌مندی انسان از عقول و راهنمایی افراد صالح و دانشمند، به معنا و مفهوم آن نیست که عقل خود، تدبیر و توان ذاتی و فطرت درونی‌مان را نادیده بگیریم و آن را فراموش نماییم، به عبارت معروف عقل‌مان را تعطیل کنیم، و این معنا و مفهوم را نیز ندارد که به تعالیم انبیاء و هدایت و راهنمایی آنها و آموزه‌های ترقی شان بی اعتنا باشیم، بلکه عقل به ما حکم می‌کند علاوه بر استفاده از خرد خود و دیگران باید از راهنمایی انبیاء بهره‌مند شد و این یک مسأله ضروری، بدیهی و واجب عقلی است و الا در بسیاری از قضایا راه و هدایت حقیقی ممکن نخواهد بود.

اولین تقاضای انسان از خداوند متعال «هدایت» است

بعد از تسلیم در برابر پروردگار و رسیدن به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات حق تعالی نخستین درخواست و تقاضای عبد و بنده خدا این است که او را به راه راست هدایت فرماید، آنجا که بایستی روزی ده مرتبه همراه با عرض عبودیت این تقاضا را تکرار کرد، از او خواهیم خواست: «اِهدِنَا الصّراط المُستقیم»(۱) یعنی ما را به راه پاکی و نیکی، راه عدل و داد، راه ایمان و عمل صالح، هدایت فرما تا خداوندی که همه نعمت‌ها را به ما ارزانی داشته، نعمت هدایت نیز بر آن بیفزاید.

بنابراین، این چه نعمت گرانبها، عظیم و با اهمیتی است که واجب است بر هر مسلمان، روزی ده مرتبه تقاضای آن از ساحت حق تعالی تکرار شود؟! صراط مستقیم که همان آئین زندگی بر مبنای عبودیت خداوند است، مراتب و درجاتی دارد و روشن است همه افراد به طور یکسان در پیمودن آن نیستند. یعنی هر چقدر راه راست و درست پیموده شود باز درجات بالاتری وجود دارد که انسان با ایمان از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

درخواست هدایت به صراط مستقیم آنهم به طوری که روزی ده بار تکرار شود برای چه؟ مگر ما گمراهیم؟ آیا این درخواست برای پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و اولیاء صحیح است، زیرا آنها نمونه انسان کامل و الگو و سرمشق هستند، این چه معنی دارد؟ در جواب باید گفت:

۱) انسان در مسیر هدایت هر لحظه احتمال لغزش و انحراف از جاده اصلی و راه مستقیم دارد، بنابراین باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و همواره از او تقاضا کند که ما را در راه راست ثابت نگهدارد. زیرا وجود و هستی و تمام مواهب خداوند، لحظه به لحظه از آن مبدأ بزرگ به ما می رسد، یعنی در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه ای از منبع هستی آفریدگار فیاض، به ما می رسد و به همین دلیل که هر لحظه وجود تازه ای به ما می رسد، به هدایت جدیدی نیازمندیم و اگر موانعی بین ما و خداوند پیش آید دچار انحراف و ناپاکی خواهید شد و ارتباط ما را با آن منبع هدایت قطع می‌کند و باید همواره از خدا خواست موانع، پیش نیاید و بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.

۲) هدایت همان پیمودن راه تکامل است که انسان به طور تدریجی مراحل نقصان را پشت سر می‌گذارد و به مرتبه بالاتری می‌رسد و این مسیر تکامل نیز نامحدود است و به سوی بی‌نهایت می‌رود و کمال مطلق و نهایی تنها خداست و همه انسان‌ها بدون استثناء در مسیر تکامل‌اند چه اشکالی دارد پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز از خداوند تقاضای هدایت «صراط مستقیم» نمایند و درجات بالاتری را از خداوند بخواهند همان‌گونه که همه ما بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستیم یعنی رحمت و درود تازه از خداوند برای او می‌خواهیم و خداوند متعال نیز می‌فرماید: «ویزید اللهُ الذّین اهتدَوا هدُیً»(۲) خداوند هدایت، هدایت یافته‌گان را افزون می‌کند و یا می فرماید: «وَالذّین اهتَدَوا زادَهُم هُدیً»(۳)، و کسانی که هدایت یافتند خداوند بر هدایت‌شان افزود. خود پیامبر(ص) نیز فرمودند: «ربّی زدنی علماً»(۴)، خدایا علم و هدایتم را بیشتر کن. بنابراین صلوات بر پیامبر(ص) و امامان نیز در حقیقت تقاضای مقام بالاتر و والاتر برای آن بزرگواران است.

امام امیرالمومنین(ع) (در تفسیر، اهدنا صراط المستقیم) فرمودند: یعنی خداوندا! توفیقاتی را که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آنها تو را اطاعت کردیم همچنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم.

امام صادق(ع) نیز در تفسیر «اهدنا صراط المستقیم» فرموده‌اند: یعنی خداوندا ما را بر راهی که به محبت تو می‌رسد و مانع از پیروی از هوس‌ها می‌شود، ثابت بدار(۵).

صراط مستقیم چیست؟

از بررسی آیات قرآن کریم برمی‌آید که صراط مستقیم، همان آئین خداپرستی و دین حق و پایبندی به دستورات خداوند است:

الف) «قل اِنَّنی هَدانی رَبّی الی صِراطٍ مُستقیم دینا قَیِماً»(۶). بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت کرده به دین قیم و استوار.

ب) «و اَنِ اعبدونی هذا صراط مستقیم»(۷). مرا پرستش کنید این همان صراط مستقیم است.

ج) «و مَن یعتصم بالله فقد هُدِیَ الی صراط مستقیم»(۸). و هر کس به خدا تمسک جوید به صراط مستقیم هدایت شده است، یعنی پیوند و ارتباط با خدا باعث هدایت به راه مستقیم است.

پیامبر(ص) نیز فرمودند: «صراط مستقیم، صراط انبیاء است، همان‌هایی که مشمول نعمت‌های خداوند شدند»(۹).

امام صادق(ع) فرمودند: صراط مستقیم یعنی راه و شناخت امام و فرمودند: «وَ اللهِ نحن الصراط المستقیم». به خدا سوگند مائیم صراط مستقیم و یا فرمودند: صراط مستقیم امیرالمومنین علی(ع) است(۱۰).

اساساً می گویند کلمه «صراط» یعنی راه مستقیم و این که کلمه مستقیم نیز آمده برای تأکید است و کلمه صراط چهل بار در قرآن تکرار شده است که ویژگی‌هایی برای راه خدا و مستقیم بیان شده است عبارت است از:

راه خدا، ثابت است، برخلاف راه‌های غیرخدا که هر روز تغییر می کند.

راه خدا یکی بیشتر نیست اما راه‌های غیر خدا متعددند.

در پیمودن راه خدا شکست و باخت نیست و پشیمانی ندارد.

راه خدا و مستقیم، راه بندگی و راه انبیاء است.

راه مستقیم راهی است که از اول جهت مشخص دارد، برخلاف راه‌های غیرمستقیم.

راه مستقیم یعنی راه راست تکامل و راه تکامل، کشف کردنی است، نه اختراع کردنی.

صراط یعنی راه اصلی ولی سبیل یعنی راه فرعی، سبیل جمع آن سُبُل است که در قرآن آمده است مثل ظلمات و نور که راه‌های گمراهی و تاریکی گوناگون‌اند (ظلمات) ولی راه حق و راه اصلی یکی است (نور).

اهداف هدایت از دیدگاه اسلام

به طور طبیعی هر فعل، رفتار و عملی که یک فرد ذی شعور انجام می‌دهد بدون غایت، هدف و منظور عقلایی نیست و «هدایت» که مقوله‌ای در قلمرو رشد و تعالی انسان‌ها است مسلماً بدون هدف و مقصود و غرض نبوده و تصور آن بدون مقصود بسیار بعید است و یا ناممکن. بنابراین، به بعضی از اهداف «هدایت» اشاره می شود.

الف) زنده کردن (احیاء)

قرآن کریم از هدایت انسان ها با تعبیر «احیاء» یاد نموده است. یعنی هدایت و راهنمایی بشر به منزله حیات بخشیدن به او و زنده نمودن است، آنجا که فرموده اند: «و مَن اَحیاها فکأنمّا اَحیَا النّاسَ جمیعاً»(۱۱). و هر کس، انسانی را حیات ببخشد چنان است که همه مردم را زنده و حیات بخشیده است.

وقتی که از امام صادق(ع) در مورد معنا و مفهوم آیه مذکور سوال شد، فرمودند: «یعنی این که هر کسی که انسانی را از گمراهی و انحراف به سوی هدایت و مسیر درست راهنمایی کند گویی او را زنده کرده و حیات بخشیده است و بر عکس هر کسی که انسانی را به سوی انحراف ببرد گویی او را کشته است»(۱۲)؛ بنابراین مهم‌ترین پیامد و نتیجه هدایت بشر، حیات و زندگی سالم اوست.

ب) رسیدن به پاداش عظیم

یکی دیگر از اهداف «هدایت» رسیدن به پاداش و ثواب فراوان و تحصیل رضایت خداوند است. هنگامی که پیامبر(ص)، علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) را به یمن فرستادند به منظور تبلیغ اسلام و هدایت مردم، فرمودند:

«یا علی لا تُقاتِلَنَّ اَحَداً حتّی تدعوه، وَ اَیُمُ اللهِ لَاِن یَهدِی اللهُ عَلی یَدَیکَ رَجُلاً خَیرٌ لک مِما طَلَعَت عَلَیه الشمسُ و غَرَبَت وَ لَکَ وَ لاؤهُ …. ».(۱۳) ای علی هرگز با احدی جنگ نکن مگر این که قبلاً او را به مسیر حق و هدایت دعوت کرده باشید و به خدا سوگند اگر خداوند به وسیله تو و با دست تو انسانی را «هدایت» کند برای تو بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن طلوع و غروب می‌کند و تو بر او (انسان هدایت شده) برای همیشه ولایت دارید.

ج) اصلاح

یکی دیگر از اهداف «هدایت» اصلاح فرد بوده که متعاقب آن اصلاح و رستگاری جامعه فراهم می‌شود، زیرا هدایت و ارتقاء دانش در پرتو تعلیم و صلاح فرد و فلاح جامعه و سعادت جهانی انسان‌ها را به ارمغان می‌آورد و علی (ع) فرمودند: «علمٌ لایصلِحُکَ ضلالٌ»(۱۴). علم و دانش و تعلیمی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است. بنابراین، دانش، لازمه هدایت است و هدایت به منظور اصلاح، رشد، تعالی و تأمین سعادت است.

د) پیمودن مسیر رشد و ترقی

در پرتو هدایت، مسیر حق و حقیقت روشن می‌شود، عالمان و دانشمندان عالم که مردم از مشاهده عملکرد آنها هدایت می‌شوند و باعث راهنمایی و هدایت عملی آنها می‌گردند، خود به درجات عالی رسیده و در مسیر تعالی و هدایت مضاعف قرار می‌گیرند به طوری که امام باقر(ع) فرمودند: «عالم و دانشمندی که مردم از علم و حکمت او بهره‌مند و هدایت می‌شوند، ارزش او و درجات او بالاتر از هفتاد هزار عابد و زاهدی است که تأثیری در رشد و ترقی و هدایت افراد ندارد».

 هـ) رسیدن به قرب الهی

هدف نهایی و غایی هدایت و تربیت انسان‌ها، رسیدن به قرب الهی است. به عبارت دیگر، هدف غایی که حقیقتی بی‌نهایت و در برگیرنده تمام ارزش‌ها است. در واقع، همان خداوند متعال است که بی‌نهایت و کامل بوده و منظور از محوریت خداوند و هدف بودن او، این است که در متن زندگی‌مان حضور دارد و استمرار حضور او احساس می‌شود، هدف غایی هدایت و تربیت در هر دینی کمال مطلوب انسان است و باید همه فعالیت‌ها و اعمال او متأثر از آن باشد.

 مشخصه‌های هدف غایی از دیدگاه اسلام

۱- مهم‌ترین مشخصه هدف غایی (قرب به خدا) هماهنگی و انطباق آن با «فطرت» است و کوچک‌ترین ناهماهنگی با فطرت ندارند. به همین خاطر این هدف هماهنگ با کلیه مراحل ترقی انسان است.

۲- دومین ویژگی هدف غایی آن است که جامع تمام ارزش‌هاست. یعنی در برگیرنده همه اهداف تعیین‌کننده مسیر زندگی است. مثل درس خواندن و عالم شدن.

۳- سومین ویژگی هدف غایی، اتحاد و تطبیق آن با هدف آفرینش و هدف از زندگی است، هدف غایی همان هدف از زندگی است. تبیین هدف زندگی بر اساس آموزه‌های انبیاء، هدف غایی را از هدایت و تربیت نیز روشن‌تر می‌کند.

مرتبه عبودیت، کسب حیات طیبه و قرب الهی همه از مصادیق سعادت‌اند که همه انبیاء آمده‌اند تا سعادت انسان را تأمین کنند و سعادت انسان نیز در پیوند با خداست، گاهی نیز در قرآن کریم هدف غایی خلقت و وجود انسان را «عبادت» معرفی می‌کند، «ما خلقتُ الجن و الانس الا لِیعبدون»(۱۵).

مسلماً «قرب» به معنای قرب زمانی و مکانی نیست بلکه به معنای قرب روحی و معنوی است، یعنی ارتباط و نزدیکی که ریشه در شخصیت و وجود انسان داشته و یا «حیات طیبه» و زندگی پاکیزه یعنی کسی که هدایت قرآنی را درک نموده و منظور «طهارت اکبر» است که شامل تمام معارف اعتقادی، اخلاقی و احکام شرعی است.

 پی نوشت

۱-  حمد، ۶

۲- سوره مریم، ۷۶

۳- سوره محمد، ۱۷

۴- معانی الاخبار و تفسیر امام حسن عسگری طبق نقل تفسیر صافی

۵- معانی الاخبار و تفسیر امام حسن عسگری طبق نقل تفسیر صافی

۶- سوره انعام، ۱۶۱

۷- سوره یس، ۶۱

۸- سوره آل عمران، ۱۰۱

۹- تفسیر نور الثقلین، جلد ۱، ص۲۰

۱۰- تفسیر نور الثقلین، جلد ۱، ص ۲۰

۱۱- سوره مائده، ۳۲

۱۲- منتخب میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ص ۵۸۱

۱۳- منتخب میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ص ۵۸۰

۱۴- علامه مجلسی، بحار الانوار، جلد۲، ص ۱۹

۱۵- سوره ذاریات، ۵۶