‏فردریک کبیر از طرفداران سرسخت آزادی اندیشه بود

‏فردریک کبیر که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد از طرفداران سرسخت آزادی اندیشه بود .

او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت ، که ناگاه چشمش به اعلامیه تند و تیزی که گروهی از مخالفان علیه او بر دیوار چسبانده بودند افتاد!

فردریک آن را خواند و گفت :

بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ما که سوار اسب هستیم آن را خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند، آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود!

یکی از همراهان با حیرت گفت : اما این اعلامیه بر ضد شما و حکومت شماست!؟

فردریک گفت : اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه ساقط شود همان بهتر که زودتر برود ، اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و عدالت اجتماعی و آزادی بیان است مسلم آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد!


رشد انسان و تعالی معنوی او در گرو حقگرایی اوست. حقگرایی، به معنای کاوش درباره حقیقت و در جستجوی آن برآمدن، امتیاز بزرگ بشر است و این مهم، فقط در سایه آزاد اندیشی و برخورد آزادانه با عقاید و اندیشه ها به ثمر می نشیند، و تنها در چنین موقعیتی است که حقیقتْ آشکار می گردد. به علاوه، رشد فکری و بلوغ عقلی بشر، نیازمند آزادی اندیشه است و به تعبیر شهید مطهری:

«همین طور که برای شناگری باید مردم را آزاد گذاشت (تا شنا بیاموزند)، از نظر رشد فکری هم باید آنها را آزاد گذاشت. اگر به مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند، از ترس این که مبادا اشتباه بکنند، به هر طریقی آزادی فکری ندهیم یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی و مذهبی، مبادا فکر کنی که اگر فکر کنی و یک وسوسه کوچک به ذهن تو بیاید، با سر در آتش جهنم فرو می روی، این مردم، هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی کند و پیش نمی رود. دینی که از مردم در اصول خود تحقیق می خواهد (و تحقیق هم یعنی به دست آوردن مطلب از راه تفکّر و تعقّل)، خواه ناخواه برای مردم، آزادی فکری قائل است.