ضرب المثل

خانه » ضرب المثل
­

ملانصرالدین و خرید پاپوش نو

ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد. در راسته ی کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا آزادی بیشتری برای تهیه کفش دلخواهش داشته باشد. ملا یکی یکی کفش ها […]

توسط |اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۸|حكايت, داستان كوتاه, ضرب المثل, مطالعه آزاد|۰ نظر

آواز “خر  “و رقص “شتر”

آواز “خر  “و رقص “شتر”

♦️خر  و شتری دور  از آبادی به آزادی زندگی می کردند…
نیم شبی به کاروانی نزدیک شدند. شترگفت :
رفیق ساعتی سکوت کن تا از آدمیان دور شویم، نبایدگرفتار آییم…

خرگفت: این نتوان بود، چرا که درست همین ساعت نوبت آواز من است
و ترک عادت رنج جان دارد و بی محابا  فریاد سر داد…
کاروانیان […]

توسط |اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۸|حكايت, داستان كوتاه, ضرب المثل|۰ نظر