قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید …

خانه » قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید ...
­

بیایید زود قضـــاوت نکنیــم !

♦️ پسرکی دو سیب در دست داشت
 
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، […]

توسط |اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۸|داستان كوتاه|۰ نظر